السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )

60

على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى )

« اين روايت ، يقينا روايتى واهى است و اعتمادى بر آن نيست ! » « 1 » گروه ديگرى گويند : « ظن غالب آن است كه آن حضرت عليه الصلاة و السلام ، در اين حديث ، از عجايب بعد از خود خبر داده ، فتنه‌هايى كه مردم را در يك زمان متفرق كرده و تحت فرمان « دوازده » امير مىكشاند و اگر غير اين را اراده كرده بود مىفرمود : « دوازده اميرند كه چنين مىكنند » و چون چنين وصفى براى آنها بيان نكرده اين گونه مىفهميم كه اينان در زمان واحد خواهند بود . . . » « 2 » گفته‌اند در قرن پنجم هجرى تنها در « اندلس » واقعه‌اى رخ داد كه شش نفر همگى خود را « خليفه » مىناميدند . اضافه بر آنها ، حاكم مصر ، خليفه عباسى بغداد و ديگر مدعيان خلافت ، از علويان و خوارج نيز ، مدعى خلافت بودند . « 3 » ابن حجر درباره اين توجيه گويد : « اين سخن كسى است كه به چيزى از طرق حديث - جز آنچه كه به نحو فشرده در بخارى آمده - آگاهى نداشته است . » « 4 » و نيز گويد : « وجود آنان در زمان واحد ، عين پراكندگى و افتراق است و نمىتواند مراد حديث باشد . » « 5 » مؤلف گويد : بدين‌گونه ، علماى مكتب خلفا در تفسير روايات گذشته ، به ديدگاه واحدى نرسيدند . علاوه بر آن ، از آوردن رواياتى كه رسول خدا صلىالله‌عليه‌وآله اسامى آن دوازده نفر را بيان فرموده نيز ، اغماض و اهمال كرده‌اند . زيرا ، با سياست حاكم بر مكتب خلفا در طى قرون متمادى در تخالف و تضاد بوده است . اين روايات را محدثان مكتب اهل البيت عليهم‌السلام در تأليفات خود با اسنادى كه به نيكان صحابه مىرسد ، از رسول خدا صلىالله‌عليه‌وآله روايت كرده‌اند و ما در بخش آينده به آوردن اندكى از آنها كه هر دو گروه در كتب خود آورده‌اند ، بسنده مىكنيم . اسامى دوازده نفر در مكتب خلفا الف ) امام جوينى « 6 » از عبداللّه بن عباس روايت كند كه گفت : رسول خدا صلىالله‌عليه‌وآله فرمود :

--> ( 1 ) . فتح البارى ، ج 16 ، ص 341 ؛ الصواعق المحرقة ، ص 19 . ( 2 ) . فتح البارى ، ج 16 ، ص 338 . ( 3 ) . شرح نووى ، ج 12 ، ص 202 ؛ فتح البارى ، ج 16 ، ص 339 . ( 4 ) . فتح البارى ، ج 16 ، ص 338 . ( 5 ) . همان ، ص 339 . ( 6 ) . ذهبى ، رجالى معروف در كتاب تذكرة الحفاظ ، ص 1505 ، درباره او گويد : امام محدث يگانه اكمل ، فخرالاسلام ، صدرالدين ابراهيم محمد بن حمويه جوينى شافعى ، شيخ صوفيه ، شديدا نسبت به روايت و گردآورى اجزاى آن عنايت داشت . غازان شاه به دست او اسلام آورد .